تبليغاتX
بازرس هاند واقعی - چکیده ی نمایشنامه
تئاتر

دو منتقد تئاتر به تماشای نمایشی نشسته اند که آمیزه ای ست هجو آمیز از «تله موش» آگاتا کریستی و «سگ باسکرویل» آرتور کانن دایل؛ دو منتقد از ابتدا و حین پیشرفت نمایش بر صحنه (که ما شاهد هر دو هستیم، عکس العمل های منتقدان و خود نمایش بر صحنه) نسبت به نوع نمایش، بازیگرانش و تقریباً هر چیزی در جهان اظهار نظرهای حرفه ای  کلیشه ایِ مسخره ای ابراز می کنند و کم کم پرده از صورت برداشته، نقاب حرفه ای بودن را کنار می زنند و هریک درد و دل های حقیر شخصیش را بروز می دهد، یکی نسبت به رقیب نقدنویس و سردبیرش      کینه ای دیرینه دارد و دیگری اصولاً نسبت به جماعت نسوان بازیگر نقطه ضعف دارد و همین برای خودش و زنش مشکلات عدیده به ارمغان آورده. در کنار این دو اما بر صحنه ی نمایش شاهد رازگشایی قتلی هستیم که در عمارتی دورافتاده به وقوع پیوسته و مهمانان ضیافت گیر افتاده در دل طوفان و بی ارتباط با جهان بیرون، با رفتار مشکوک و روابطی مشکوک تر با یکدیگر، هریک به ظاهر انگیزه ای برای این قتل دارند، با آمدن بازرس پلیس هاند، گره گشایی ها آغاز می شود، پرده ی اول تمام می شود و در فاصله ی بین دو صحنه یکی از منتقدان به بهانه ای روی صحنه ی نمایش می آید و بعد ناگهان نمایش شروع می شود و از قضا نمایش دوباره از آغاز تکرار می گردد، با این تفاوت که این بار دیگر بازیگران جوری رفتار   می کنند انگار منتقد بخت برگشته خود یکی از آن هاست و دارد یکی از نقش ها را ایفا   می کند، با پیشرفت کار منتقد دیگر هم پایش به نمایش باز می شود و در لحظه ی گره گشایی نهایی با بهره گیری از نقاط ضعف منتقدان، برملا می شود پای خود آن ها هم در این جنایت گیر است. نمایش هجوی ست بی نظیر از نمایش های جنایی پلیسی و همه ی کلیشه های آشنای آن ها، با طرح و توطئه ی پیچیده و گذشته از این به سخره گرفتن نقدهای آبکی تئاتری، و اصلاً به بازی گرفتن کلیه ی اصول کلاسیک جهان نمایش.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 10:20  توسط امیر امجد  |